بانو خبر | اولین مرجع تخصصی اخبار بانوان خوزستان

زمان انتشار مطلب : ۱۳۹۸/۱۰/۱۸ - ۱۶:۰۵ چاپ مطلب ارسال به دوستان

دکتر مریم اردبیلی : سبک زندگی زن مسلمان ؛ الگویی مترقی برای بانوان در مسیر موفقیت‌ است

الگوی طراز انقلاب اسلامی، الگویی است که زن را بر آن می‌دارد که در همه عرصه‌ها کنش‌گر، فعال و مسئول باشد و خردورزانه وارد شود


در این گزارش گفت‌وگوی ویژه‌ای داشتیم با یکی از بانوان فرهیخته کشورمان که در کنار حضور موثر و موفق در صحنه‌های اجتماعی و علمی، در نقش‌های همسری و مادری نیز تلاشی خستگی‌ناپذیر و موفق داشته‌اند؛ خانم دکتر مریم اردبیلی، مادر جوان پنج فرزند است که تحصیلات خود را پس از به‌دنیا آمدن فرزندانش به اتمام رسانده و هم‌اکنون دارای دو مدرک دکتری پزشکی و دکتری آینده‌پژوهی است. وی علاوه بر فعالیت در عرصه پزشکی، از پژوهشگران موفق در حوزه جمعیت شناخته می‌شود…

خانم دکتر اردبیلی؛ مستحضر هستید که در ایام گرامی‌داشت فرهنگ عفاف و حجاب هستیم؛ طلیعه این ایام، سال‌روز جنایت رضاخان در مسجد گوهرشاد حرم رضوی است… این یادبود یادآور تجددخواهی رضاخان با چاشنی زور است که مدعی بود می‌خواهد با برداشتن حجاب از سر بانوان ایران و تغییر الگوی روابط اجتماعی آنان، زمینه پیشرفت را برایشان فراهم کند. شما به‌عنوان یک بانوی فعال در صحنه جامعه با الگوی خانوادگی و پوشش مذهبی، چه برآوردی از الگوی رضاخانی برای پیشرفت بانوان دارید؟ با توجه به این‌که ممکن است این الگو امروزه هم طرفدارنی داشته باشد.

کاری که در زمان کشف حجاب انجام و تغییر پوششی که در زمان رضاشاه آغاز شد و بعدها هم تلاش شد به شکل‌های مختلف ادامه پیدا کند را در دو جنبه می‌شود بررسی کرد؛

یکی بحث محتوای اتفاقی است که داشت می‌افتاد و دیگری روش کار. محتوای فرهنگی که داشت القا و اجباری می‌شد چند مشکل داشت؛ یکی این‌که از اساس درون‌زا نبود. درون‌زا که عرض می‌کنم منظورم تنها درون مکتب و نظام فکری اسلام نیست، که مسلما درون آن سیستم، اسلامی نبود، منظور این است که حتی چند متفکر غرب‌زده در داخل کشور هم این را طراحی نکردند! رضاخان بعد از این‌که کشورهای غربی را دیده بود سفری هم به ترکیه داشت. او الگوی آتاتورک را دید و احساس کرد چقدر خوب است که خانم‌هایشان در جامعه به این شکل هستند و فعالیت دارند. آمار و ارقام و اطلاعاتی هم در آن‌جا به ایشان داده شده بود که این نحوه پوشش و فعالیت بانوان نشانه پیشرفت جامعه است.

درواقع او ظاهری و روبنایی‌ترین قسمت پیشرفتی را که به چشم خود دیده بود – بماند که این پیشرفت از مبنا چه ایرادات و تناقضاتی با وضع فرهنگی ما داشت- خیلی هیجان‌زده،کوتاه‌نگر، القایی و از بیرون این محتوا را وارد کرد. پس هم کار درون‌زایی انجام نشده بود، هم اساسا با مختصات بومی ما تناقض زیادی داشت. در آن شرایط مختصات بومی ما با ترکیه هم متفاوت بود. مدل فرهنگ عمومی کشور ما یک پله از لحاظ تمدنی و غنای فرهنگی، با ترکیه متفاوت بود. آن موقع ما به این شکل نخبگان فرهنگی که بخواهند به نظام حاکم مشورت‌هایی بدهند و یا گروه‌هایی که فکر کنند چه چیز به صلاح کشور است، نداشتیم. گروه‌هایی هم مانند علما که حاضر بودند، حکومت به نظرات و پیشنهاداتشان توجهی نداشت.

موضوع بعد، روش کار بود. برای یک اقدام فرهنگی در سطح پوشش، که یک اقدام عمیق فرهنگی است -چون پوشش امری ظاهری است، اما عمق در ریشه‌های فرهنگی هر کشوری دارد– عمل کردن با زور و اجبار و تحمیل و بگیر و ببند، خیلی خیلی زیر سوال است. در آن زمان برای ایجاد تغییر فرهنگی در یک کشور، از زور و فشار و حتی اقدام نظامی و امنیتی استفاده کردند تا این کار انجام شود. جالب است که ایشان تحت تاثیر پیشرفت قرار گرفت و سطحی‌ترین لایه مدرنیته، که پوشش افراد است را انتخاب کرد و تصمیم گرفت راه میان‌بر بزند و برای این‌که ظاهر کشور ما شبیه کشورهای به قول او متمدن و پیشرفته شود، رنگ و روی کشورهای پیشرفته را در ایران ایجاد کند.

جالب است که خود رضاخان هم در مجموعه خانواده‌اش طبق آن‌چه از رضاشاه در طول زندگی‌اش نقل شده، احترام چندانی برای زن، حتی زنان پیرامون خودش قائل نبوده است. یعنی زن، جایگاه خاصی در ذهنش نداشت؛ منتها چون احساس کرده بود که زنان با این شکل و شمایل، نماد و نشانه جامعه پیشرفته هستند، این را آورده بود. البته چیزی را که هم رضاشاه و هم کسانی که از غرب، ترکیه و جاهای دیگر آن را به او القا کرده و درست تشخیص داده بودند، این بود که پرچم و عَلم مدرنیته، نگاه اومانیستی و مادی‌گرایی غربی، پوشش است که اگر پرچم آن زده شود، گویا این‌جا می‌تواند پایگاه آن تفکر محسوب شده و راه‌های دیگر را در این مسیر باز کند.

آیا می‌توان این‌گونه گفت که این حد از سطحی‌نگری و شتاب‌زدگی بدون اندیشه، و نارضایتی‌ها و اعتراضاتی که به تبع آن در جامعه پدید آمد، خود عامل شکل گرفتن و تقویت نهضت انقلابی علیه آن حکومت و تفکر شد؟
بله ببینید کاری که ایشان کرد هنوز هم چه به لحاظ محتوایی و چه به لحاظ روشی مقبول نیست. همین الآن به هر یک از متفکرین جهان غرب هم ارائه کنید که چنین اتفاقی زمانی در یک کشور راجع به پوشش افتاده هیچ کدام تایید نمی‌کنند که با این روش، حتما می‌توان فرهنگ یک جامعه را تغییر داد و یا پیشرفتی برای آن جامعه پدید آورد.
الان بسیاری عقیده دارند که ریشه‌ها و بن‌مایه‌های اصلی انقلاب اسلامی و شروع این حرکت در ایده‌های فکری و عمیق جامعه، با آن تحمیل، فشار، زور و اجباری که کشف حجاب آورد محکم‌تر شد. آن لطمه‌ای که این طرح به فرهنگ ملت ایران وارد کرد و تحقیر و تحمیلی که اتفاق افتاد، در نهایت منجر به یک موج نفرت عمیق شد که در سال‌ها بعد، انقلاب اسلامی ایران را رقم زد. در پانزده خرداد ۴۲، وقتی که همه با تعجب از حضرت امام می‌پرسیدند که عِده و عُده شما برای براندازی نظام سلطه چیست؟ ایشان می‌فرمود که: یاران من در گهواره‌ها هستند! من این فرمایش حضرت امام را برای خودم به تعبیری تفسیر می‌کنم که ایشان اطمینان داشتند که ما در آن زمان، نسلی از زنان منزجر از نظام طاغوتی و آن تفکر را در کشورمان داریم که وقتی دارند گهواره‌های بچه‌شان را تکان می‌دهند، زمزمه این نفرت را درون نسل بعد کاملا منتقل خواهند کرد. یعنی زنانی که تحقیر و تحمیل کشف حجاب را چشیده و از رژیم شاه، متنفر و منزجر شده بودند، در ۱۵ خرداد ۴۲ داشتند آن نسلی را تربیت می‌کردند که سال‌ها بعد خیلی از آن‌ها –که کودکان یا نوزادانی بودند که حالا ۱۵ ساله، ۲۰ ساله و ۲۵ ساله شده بودند– آمدند و این نظام سلطه را ریشه‌کن کردند. می‌خواهم بگویم که اثرات آن هم خیلی عمیق بود و هم در تاریخ کشور ما و تاریخ جهان، خودش را در طول دهه‌های بعد از آن نشان داد.

شما الگوی خانواده‌محور با نقش پررنگ همسری و مادری و نیز پوششی در سطح حجاب برتر را انتخاب و حفظ کردید و در کنار آن هم به موفقیت‌های چشم‌گیری اعم از موفقیت‌های اجتماعی، فرهنگی و تحصیلی دست پیدا کردید. آیا این الگوی زندگی و این الگوی پوشش برای شما دست و پا گیر نبوده؟ آیا معتقد نیستید اگر این پای‌بندی را نداشتید، می‌توانستید موفق‌تر باشید و یا حداقل راحت‌تر به موفقیت‌های فعلی‌تان دست پیدا کنید؟

البته این نظر لطف شماست. ببینید نگاهی که زن مسلمان در همه عرصه‌های زندگی خود حاکم می‌کند، احساس مسئولیت در قبال همه جنبه‌های زندگی‌اش است. بصیرت، مسئولیت، کنش‌گری، فعال بودن و تکلیف‌مداری، همه با هم یک منظومه‌ای را رقم می‌زند. ما گاهی احساس می‌کنیم که انگار یک تعارض ظاهری وجود دارد بین این‌که کسی در خانواده و اجتماع فعال باشد، با پوشش اسلامی و یا این‌که مثلا با تعدد فرزند در تحصیلات توفیق پیدا کند. اتفاقا همه این‌ها در یک منظومه رقم می‌خورد؛ کسی که نسبت به فردیت خود و جایگاهش در برابر خدا و در برابر جهان، با نگاه دینی یک دید و رویکردی پیدا می‌کند، در قبال این‌که خانواده تشکیل دهد خود را مسئول می‌داند. در زمینه خانوادگی، هم در بحث ایجاد تعادل در فضاهای جنسیتی و نسبت بین زن و مرد، که مستلزم نقش‌های همسری خواهد بود و هم در تربیت نسل آینده، وظیفه خود می‌داند که در این قبال نقش ایفا کند و بخشی از رشد و کمال خود را در این ایفای نقش می‌بیند. نه این‌که خود را فدا کند؛ واقعا زن وقتی که مادری و تعدد فرزندان را انتخاب می‌کند، در نگاه ما دارد قدم به قدم در جهت هدف تعالی و تکامل خود پیش می‌رود.

کمی پیرامون نوع نگاهتان به مقوله مادری و نسبت آن با مسئولیت‌پذیری اجتماعی توضیح دهید؟
مادری واقعا سطحی از رشد و ارتقا را برای زن ایجاد  و تعدد فرزندان این را جدا تشدید و تقویت می‌کند. وقتی با این دید، نگاه می‌کنیم زن دیگر آن قربانی نیست که مجبور و سرنوشتش محتوم است تا در خانه بنشیند و خدماتی ارائه دهد. دقیقا با همین نگاه، اولا نسبت به این‌که در جامعه حاضر باشد احساس مسئولیت می‌کند و کنش‌گر است. نمی‌تواند بی‌خیال و خونسرد کناری بنشیند و بگوید هر اتفاقی در جامعه افتاد به من ارتباطی ندارد. احساس مسئولیت می‌کند و می‌خواهد با این دیدی که به خودش دارد این رویکرد را به جامعه هم القا کند که من یک عنصر کنش‌گرِ دارای عقلانیتِ دارای ایده‌های خوب هستم و می‌توانم فکر و عملکرد خوبی در جامعه داشته باشم. دوست دارد حواشی و زوایدی را که ممکن است بعضی‌ها در جامعه با دید صرفا جنسی و زنانه به او ایجاد می‌کنند حذف کند پس پوشش را انتخاب می‌کند. این زن اگر هم در رده‌ها و حیطه‌های مختلف علمی و اجتماعی موفق می‌شود، با همان احساس مسئولیت است و اتفاقا مقاومت بیشتری نسبت به سختی‌ها و دشواری‌های مسیر پیدا می‌کند.

می‌خواهم بگویم تصورمان این نباشد که الگوی متعادل، یعنی کسی که توانسته نقیضین را در کنار هم تجسم ببخشد بلکه اتفاقا الگوی طراز انقلاب اسلامی، الگویی است که زن را بر آن می‌دارد که در همه این عرصه‌ها کنش‌گر، فعال و مسئول باشد و خردورزانه وارد شود و بازتاب رفتاری‌اش در عرصه‌های مختلف این شِما خواهد بود که شاید به نظر یک زن در جهان مادی‌گرای غربی، متناقض و متعارض برسد. اما در منظومه فکری اسلامی، این‌ها همه در راستای هم و تقویت‌کننده و هم‌جهت است. البته که دشواری‌هایی دارد و قطعا انسان برای این‌که در آسایش و راحتی به معنای رفاه مادیِ مطلق باشد، به این عالم نیامده بلکه آمده که در سختی، تمام آن‌چه را که دوست دارد به دست آورد. در دشواری و با سختی به دست آورد ولی آن سختی‌ها و مرارت‌ها لذت‌بخش خواهد بود چون دارد در راستای هدفش قدم برمی‌دارد.

مصداق